اخلاق به معناي ملكات راسخ در روح و وصفي است از اوصاف روح، ولي آداب عبارت است از هيئت هاي زيباي گوناگون كه اعمال صادر از انسان بدان زينت داده مي شود. به عبارت ديگر، اخلاق مربوط به عالم درون است و آداب، مربوط به ظرافت و زيبايي عمل است. استاد مطهري رحمه الله در زمينه تفاوت اخلاق و ادب گويد: اخلاق مربوط است به خود انسان، يعني مربوط است به اينكه انسان به غرايز خودش چه نظامي بدهد، خودش را چگونه بسازد، نظّام دادن به غرايز را اخلاق مي گويند. انسان داراي غرايز مختلفي است، همچون قوه شهويه، قوه غضبيه. قوه شهواني كارش جلب منافع است، انسان را وادار مي كند كه منافع خودش را طلب بكند. قوه غضبيه قوه دفع است، نيرويي است كه به طور خودكار، انسان را وادار مي كند كه چيزهايي را كه براي خودش بد و مضر تشخيص مي دهد، دفع كند. يك قوه ديگري هست به نام قوه عقل كه قوه حساب گري است. هر قوه اي فقط كار خودش را حساب مي كند. به عنوان مثال، شهوت خوردن در انسان هست، آن قوه اي كه كارش خوردن است ديگر حسابي در دستش نيست، فقط احساس لذت مي كند، مي گويد فقط بايد بخورم، همچنين است قوه غضب، ولي اينها بايد حسابي داشته باشند، بايد انسان به اين قوا يك نظمي بدهد. شما اگر يكي از قوا را آزاد بگذاريد كه كار خودش را انجام بدهد، اين آزادي شما را فاسد مي كند. مثال ديگر چشم و زبان است، چشم از ديدن يك اموري لذت مي برد. ديگر حسابي در كارش
برچسب:
نویسنده: آروین اسدی
تاريخ: شنبه
9 دی
1396 ساعت: 13:49